ناصر خسرو
67
گشايش و رهايش ( فارسى )
مردم است ، هم بر اين صفت يا مرد آمد چون عقل يا زن چون نفس ، مرد چون [ 60 ] عالم زبرين آمد و زن چون عالم فرودين ، آن فايدهدهنده و اين فايده پذيرنده . و از ديگر روى مرد چون افلاك و انجم است فايدهدهنده و زن چون طبايع فايده پذيرنده . پس درست كرديم كه عالم دو است ، و صفتى كه هر دو را گردآرد ذات است كه گويى عالم فايدهدهنده و فايده پذيرنده است . بپرس تا بدانى ، بشناس تا برهى . مسأله هفدهم در حكمت و قياس اگر آب همچون جوانى است كه در مسير زندگى خود به سوى پيرى ، در حركت از فراز به نشيب بر خاك تكيه مىكند كه آسانتر است ، چرا در حركت خود از نشيب به فراز به هوا تكيه مىكند كه مشكلتر است ؟ پرسيدى اى برادر از آب كه چون فرو آيد از بالا به نشيب تكيه بر خاك دارد چنان كه همىبينيم كه بر سنگ و خاك همىسايد تا به پستى برسد ، و چون از نشيب كوه بر سر كوه شود تكيه بر خاك و سنگ ندارد ، از راه هوا بر شود چنان كه همىبينيم ابرها و ميغها را كه بر سر كوه همىشوند و آب را آنجا همىآرند ، در حكمت و قياس آن است كه جوان از بالا به نشيب آيد تكيه بر آين خاك قوى دارد چنان كه واجب آمدى كه چون از نشيب بر سر بالا آمدى هم تكيه بر خاك داشتى از بهر آن كه آب را از بالا به نشيب آمدن آسان است و از نشيب به بالا رفتن دشوار ، پس چون است كه در حال آسانى تكيه بر خاك قوى همىكند و در حال دشوارى تكيه بر هوا ؟ بازنماى .